معشوقه من: چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان همیشه ابریست
می خوام از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند و بی تو بودن مرا گریان. تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی تو با منی چون در قلب منی. قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم که سبزی مانند بهار ، استواری مانند کوه ، لطیفی مانند گل و روانی همچون دریا مهربان من آهنگ حضورت آنچنان لطیف و شاعرانه است که من را مدهوش می کند ، تو تنها چیزی هستی که برای من ارزش فکرکردن را داری ! نمی دانم چقدر از شهر من دوری اما همه جا حست میکنم ، میشنومت . تو تکرار همیشگی عشقی و من فقط انعکاس بی ارزش نور تو هستم و دیگر هیچ تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم اتل متل ستاره ، گلم دوسم نداره ! نه اس ام اس نه یک زنگ ، دلم براش شده تنگ مرز عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس داره: مهربانم ، ای خوب یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها ، به تو می اندیشدو کمی ،دلش از دوری تو دلگیر است مهربانم ، ای خوب، یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ، به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش اینست ؛ زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی و دلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد. مهربانم ، ای خوب ! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که دنیایش را ،همه هستی و رؤیایش را ، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد ...مهربانم ، ای خوب یک نفر هست که با تو تک و تنها ، با تو پر اندیشه و شعر است و شعورپر احساس و خیال است و سرور مهربانم ، ای یار، یاد قلبت باشد ؛یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است و به یادت ، هر صبح ، گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد و دعا می کند این بار که تو با دلی سبز و پر از آرامش ، راهی خانه خورشید شوی و پر از عاطفه و عشق و امید به شب معجزه و آبی فردا برسی ... معشوقه من: شناختنت بی گناهترین گناهم بود یافتنت بهانه دلم و خواستنت نیازم و با تو بودن آرزویم و تو را گم کردن ،آغاز پیدایش سراب بود تو مانند پرستو آمدی و به دورترین دیار غربت رفتی . بی تو ثانیه ها تکراری شده اند و آیینه چیزی جز سراب را نشان نمی دهد و شقایق غریبی می کند و جاده در انتظار مسافر است و هنوز دلم بدون تو بهانه می گیرد و من آرزوهایم را عاشقانه زمزمه می کنم و منتظرت هستم... معشوقه من: از من نپرس چقدر دوستت دارم اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ... از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ... هوای سرد اینجا رو دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

.jpg)
امشب به سوگ ارزوهایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق می ریزم...
امشب شمع حسرت ارزوهای بر باد رفته ام ذره ذره اب میشود...
امشب برای مرگ ارزوهایم لباس سیاه پوشیده ام ...
کاش امشب کسی برای عرض تسلیت به خانه دلم می امد...
کاش امشب تو بودی و دلداری ام میدادی و دفتر کال ارزوهایم را ورق میزدی ...
اما...اما افسوس که تو نیستی و زندگی بی تو قشنگ نیست
همه کلمات با آنچه میان من و توست بیگانه اند و من هیچ کلمه ای را برای گفتگوی با تو شایسته تر از سکوت نیافته ام ، آیا سخن مرا میشنوی؟؟؟
به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم به پاکی چشمانم قسم که تا ابد... دوستت دارم
طوفان باهمه ی شدت خود به سکون و آرامش منتهی میشود و حتی در بحبوحه ی شدت خود در جستجوی آرامش است.
من نیز همه ی عصیانم به عشق تو ختم میشود و یگانه فریاد درونم این است که تورا...تنها تورا
امشب گریه میکنم .گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم
انگار ولگرد شده بودم به جستجوی نشانی ات به تمام جهان سر زدم اما نبودی به دور رفتم حتی به سرزمین خوشبختی در افسانه های پدربزرگ که حقیقت نداشت هیچ کس نبود انگار تو هم ولگرد شده بودی
می خواستم دسته گلی برات بفرستم ء اما گفتم تا بدسستت برسه پژمرده میشهءبنابراین حرف س رو از گل سوسنءحرف ل رو از گل لاله ء حرف ا رو از گل اطلسی وحرف م رو از گل مریم بعنوان دسته گلی بنام سلام تقدیمت میکنم دسته گلم را پذیرا باش ..jpg)
انسانها یک به یک در خاک رفتند یکی شاد و یکی غمناک رفتند .چون باید رفت از این خاک خوشا آنها که مثل گل پاک رفتند..jpg)
وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای باران نوای دل انگیزی شد چه فرقی می کند برگ سبز کدام درختی
اول شیرین ، بعد دوست داشتی ، سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی
گاهی وقتا زندگی کردن پرنده ها توی قفس از هر کاری بهتره
به شرطی که اون پرنده تو باشی و اون قفس دل یارت
نمی دانم چرا ما انسان ها عادت داریم آبی وسیع آسمان را رها کنیم و جذب آبی کوچک چشمانی شویم که عمقی ندارد با اینکه می دانیم روزی بسته خواهد شد اما آسمان کی بسته خواهد شد
![]()
.gif)





![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |
FreeCod Fall Hafez
تبلیغات










